روش های تفسیر قانون چیست و چه کاربردی دارد؟

روش های تفسیر قانون

تفسیر قانون از نظر لغوی یعنی شرح، بیان و کشف بیان گوینده. در عالم حقوق با توجه به ازدیاد اصطلاحات حقوقی و کیفری، بعضی از قوانین مبهم می‌ باشند. این موضوع باعث می شود تا مفهوم یا حدود آن ماده قانونی، معلوم نباشد. لذا برای به فهم منظور و رفع ابهام باید آن قانون را تفسیر نمود. در این مقاله بر آنیم تا انواع روش های تفسیر قانون را بررسی نماییم.

بهترین وکیل در تهران اذعان می دارد که اساسی‌ ترین موارد و دلایل که به روش های تفسیر قانون نیازمندیم، عبارتند از:

  • نقص قانون: نقص در صورتی است که قانون‌ گذار همه مسایل مورد نیاز را در قانون ذکر نکند.
  • اجمال و ابهام: این ویژگی قانون ممکن است مربوط به موضوع قضیه، حکم آن و یا هر دوی آن‌ ها باشد. اجمال و عدم صراحت در قانون اسباب گوناگونی دارد از جمله به کار‌گیری الفاظ مشترک.
  • تعارض قوانین: هنگامی که بخشی از قانون با بخش دیگر اختلاف و تضاد دارد. به‌ طوری که نتوان در یک زمان، به هر دوی آن‌ها عمل کرد. یا نتوان بین آن‌ها هماهنگی و سازش ایجاد نمود.
  • فقدان قانون: گاه در یک موضوع و مساله‌ای حقوقی، قانون وجود ندارد. این امر ریشه در کوتاهی یا عدم دقت قانون‌ گذار و یا ضعف وی در پیش بینی موقعیت‌های خاص دارد که نیازمند استفاده از روش های تفسیر قانون می شویم.

جهت مطالعه بیشتر کلیک نمایید: قرار کارشناسی دادگاه

تفسیر قانون

همانطور که در ابتدای این مقاله در ارتباط با روش های تفسیر قانون گفتیم، بعضی از قوانین مبهم می‌ باشند. مفهوم یا حدود آن معلوم نیست. لذا برای کشف منظور و رفع ابهام باید آن قانون را تفسیر نمود. به عبارتی برای درک بهتر باید اینگونه بگوییم که، وقایع و امور حقوقی مردم در جامعه به حدی متنوع است که کاملترین قانون نیز نمی‌ تواند حکم هر مورد را بیان کند. لذا ناگزیر بایستی از روش های تفسیر قانون استفاده بکنیم تا بتوانیم قانون را بر موارد منطبق نماییم.

البته این نکته حائز اهمیت است که تفسیری که از قانون می‌ شود دارای ارزش حقوقی نیست. مگر آن که تبعیت از از آن را قانون لازم بداند. آن در مواردی است که تفسیر به وسیله مقامات رسمی به عمل آید.

روش های تفسیر قانون

در این بخش بر آنیم تا روش های تفسیر قانون را بررسی نماییم. به طور کلی تفسیر را به اعتبار روش آن و یا به اعتبار مقام تفسیر کننده به انواع مختلفی تقسیم می کنیم. این اقسیم بندی در حالت کلی، از قرار زیر است:

  • به اعتبار مقام مفسر: 1-تفسیر قانونی از جمله تفسیر قانون اساسی و تفسیر قوانین مجلس،2-تفسیر قضایی، 3-تفسیرشخصی
  • به اعتبار چگونگی تفسیر: 1-تفسیر مضیق ار جمله تفاسیر محدود، ادبی و منطوقی، 2-تفسیر منطقی از جمله توضیحی و غایی، 3-تفسیر موسع

در ادامه هر کدام از این دو نوع روش های تفسیر قانون را جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم تا درک بهتری از انواع مختلف این دو دسته پیدا کنید. با ما همراه باشید.

انواع روش های تفسیر قانون

روش های تفسیر قانون کیفری به دلیل حساسیت بالای امور کیفری، از اهمیت بالاتری نسبت به امور حقوقی برخوردارند. از این رو در صورت مواجهه با امور کیفری، پیشنهاد ما به شما، مشاوره تخصصی با بهترین وکیل کیفری در تهران و شهرستانهاست. تا با نکیه بر دانش خود بهترین دفاعیات را از شما به عمل آورد.

در دفتر حقوقی محمد حاجیلو، بر آنیم تا با ارائه خدمات تخصصی حقوقی و کیفری، یاری رسان شما باشیم. جهت رزرو مشاوره حضوری با شماره تلفن وکیل پایه یک دادگستری تماس حاصل نمایید: 09121275588 . 02128425688


روش تفسیر قانون به اعتبار مقام تفسیر کننده

در این بخش از بررسی روش های تفسیر قانون به تفسیر قانون به اعتبار مقام مفسر یا تفسیر کننده می پردازیم. این نوع از روش تفسیر، خود به سه دسته از قرار زیر تقسیم می گردد:

  • تفسیر قانون به وسیله مقنن: گاهی خود قانون‌گذار درصدد تفسیر قانون بر می‌آید و ضمن رفع ابهام از قانون، نظر خود را به اطلاع عموم می‌رساند.
  • تفسیر قانون توسط قاضی: مطابق اصل 166 قانون اساسی جمهوری اسلامی، احکام دادگاه‌ها بایدمستدل و مستند به مواد قانونی و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است.
  • از نظر دکترین: دانشمندان حقوق جزا بر حسب عقاید و افکار خود نظریات مختلفی را در رابطه با چگونگی روش های تفسیر قانون ارائه داده‌اند؛‌ عده‌ای با لحاظ کردن منافع فردی افراد نظر به تفسیر محدود قوانین دارند، عده‌ای دیگر با مهم‌تر دانستن منافع اجتماع، اعتقاد به تفسیر موسع قوانین دارند

تفسیر قانون به اعتبار روش آن

در این بخش به عنوان سخن پایانی در بحث انواع روش های تفسیر قانون به بررسی تفسیر به اعتبار روش آن می پردازیم. از همراهی شما سپاسگزاریم.

  • ادبی یا لفظی: در این تفسیر، فرض بر این است که قانونگذار به هنگام وضع قانون بر همه مسائل واقف می باشد. در نتیجه عبارات و کلماتی که به کار می برد، به هنگام ضرورت باید در همان چهارچوب معنای کلمات توجه کرد.
  • تفسیر منطقی: در تفسیر منطقی باید هدف و مقصود قانونگذار را کشف کرد. در نتیجه، به ظاهر الفاظ و عبارات تا اندازه‌ای که مفهوم را تغییر نمی‌دهد، توجهی نکرد.
  • مضیق: در این نوع از روش های تفسیر قانون ، تفسیر دادرس باید به موجب مدلول یک قانون در چهارچوب مفهوم آن، موضوع را تفسیر نماید. همچنین از سرایت آن به مواردی که قانونگذار سکوت می نماید، یا احتمال دارد شامل آن شود خودداری کند.
  • موسع: این مورد نوعی از تفسیر قضایی است که به موجب آن مدلول یک قانون از قلمرو خود تجاوز می نماید. در نتیجه به موارد سکوت هم سرایت می یابد. در امور حقوقی به ویژه موارد شکلی، قانون آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری به این روش تفسیر عمل می‌ شود. زیرا این موضوع به نظم عمومی جامعه بر می‌گردد. در نتیجه حتما باید قاضی راهی برای اجرای آن پیدا کند و از یکی از روش های تفسیر قانون استفاده نماید.
admin

نظرات بسته شده است.

تماس باما